خرید بک لینک
می دونی بزرگ ترینحماقت یه آدم تو زندگیشچی می تونه باشه؟اینکه رفتار آدمی کهداره با کارا و حرفاشآزارش میده روبرای خودش توجیه کنههزارتا دلیل بیارهتا حق رو بده به اون آدمبا اینکه ته دلش می دونهحق با اون نیستخودش رو گول بزنهتا تصویر اون آدمتو ذهنش خراب نشهمی دونی چی می تونه یه آدم روبه این درجه از حماقت برسونه؟عشق...عشق می تونه کاری کنه که چشمت روروی بزرگ ترین اشتباهات یه آدم ببندیعشق می تونه کاری کنه یه عمرخودت رو فریب بدی!!#محدثه_رمضانی نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۱ساعت 19:39 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: شنبه 27 اسفند 1401 ساعت: 17:16

نیاز داریم به یک نفر که بپرسد"بهتری؟"و بیتعارف بگوییم"نه! راستش اصلا خوب نیستم..."نیاز داریم به کسی کهاز بد بودن حال مابه نبودن پناه نبردکه بشود بگوییخوب نیستم و او بماندو بسازد و با حرفهایشامید و انگیزه و لبخند بیاوردکه برایش خودت باشیو برای نگه داشتنو ماندنشنقابِ "من خوبم و همه چیز رو به راه است" نزنینیاز داریم به یک نفرکه رفیق باشد، نه دوست!که دوستیار شادی و آسانیستو رفیقشریک غمها و بانیِ لبخندها...که فرق استمیان رفیق و دوستو ما اینروزهادلمان رفیق میخواهدنه دوست!#نرگس_صرافیان_طوفان نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 9:1 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: يکشنبه 23 بهمن 1401 ساعت: 14:17

این فیلم را به عقب برگردانآنقدر که پالتوی پوست پشت ویترینپلنگی شود که می دوددر دشت های دورآنقدر که عصاهاپیاده به جنگل برگردندو پرندگاندوباره بر زمینزمین ...نهبه عقب تر برگرد!بگذار خدا دوباره دست هایش را بشویددر آینه بنگردشاید تصمیم دیگری گرفت.گروس عبدالملکیان نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۱ساعت 17:25 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 15:20

یکی از حسهای بد دنیاکافی نبودنهچه تو روابط دوستانهچه فرصتهای شغلیو چه جاهای دیگهتو همه وجودت رو میذاریتلاش میکنیولی تهش میفهمیکافی نبودیو به همین خاطرکنار گذاشته شدی .... نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۱ساعت 10:26 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 15:20

حالم؟مثل راننده اتوبوسیکه ماشینش همیشهروغنریزی دارهاز ترافیک و صدایبوق ماشین ورانندگیِ موتوراوسط لاین بیآرتیاعصاب ندارهپاهای خستهاشاز روزی هزاربار پدالبالاپایین کردندیگه جون ندارهیکیم نیستوسط این هیر و ویرییه لیوان چای دستش بدهتا بعدش سیگارشو دود کنهاما بعدِ این همه روندننرسیدهاونجا که دلشواسش تنگه ....#صادق_شاهسونپی نوشت : یک سال دیگه هم از عمرمون گذشت

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 15:20

خوبم, !خیلی خوب...مگر میشودبه فکر تو بود وُ خوب نبودتو را خیال داشت وُ بد بود...من خوبم قشنگِ عزیزراستی تا یادم نرفته بگویمدوستت دارمنه مثل دیروزنه مثل امروزنه حتی مثلِ اولِ سطر...تو را یک جورِ دیگر دوست دارمبیشتر از هر جور...چرا آدما میگن عشق به مرور کم میشه؟پس چرا من هنوزمدست و پامو گم میکنمو قلب

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: چهارشنبه 31 فروردين 1401 ساعت: 9:24

صفحه بندی